
خوندن پستهای قدیمی اونقدر لذتبخش هستن که آدم رو به همون دوران میبره...
خاطرهها، حس ها، لذتهایی زنده میشن که بدون نوشته شدن محاله بیادشون بیاری...
وقتی مینویسی با حس و عشقو ذوقت مینویسی با هرچیزی که توی فکرت میگذره...
بگذریم
وقتی کارنامه ۱۳۹۴ رو ورق میزنم...
حقیقتش سنگینه...
سنگین از سختی... استرس... شکستها... خوشی... و موفقیتها
بهتره جدا جدا بنویسم:
دانشگاه:
به ناچار وارد سومین ساله ارشد شدم...
حالا که کارم داره نتیجه میده... میبینم چقدر صبور بودم که تونستم واسه یه کار اساسی ۲ سال بدون خسته شدن تلاش کنم...
یه باکس کوچیکو ۲ سال از عمرت... یک برنامهی کامپیوتری و نصفی از روزهای ۲سالت رو باهاش زندگی بکنی...
خوب... همه چی داره نتیجه میده.. فکرکنم ۲-۳ ماهی جمعش کنم و... برنامه ی جدید...
شاید مسیر اکادمیک زندگیم کمی عوض بشه...
بنظرم باید تلاش رو کرد ولی نباید مقابل این تغیرات مقاومت نشون داد...
بقول استادم: بعضی وقتا باید خودت رو روی موج دریا شنوار کنی تا به مسیری که آب میبردت ادامه بعدی...
تا الان مرد لحظه های سخت بودم..
این نیز خوش آید
استانبول:
همه چی خوبه...
تجربهی۳ ساله تو این شهر شاید نقطه ی عطفی توی زندگیمه...
آدمای جدید
فرهنگ جدید
دوستای جدید از همه رنگ
دیگه دور شدن ازین شهر هم واسه آدم سخته...
آدم با همه چیز شهر جوش میخوره...
بعضی اوقات قدر آدمای مملکتت رو میدونی...
بعضی اوقات از از بعضی نکات آدمای مملکتت ناراحت میشی..
خوبیش اینه اینجا دورو برم از همه جور آدم و ملّیتی میشه دید...
سعی کردم نماینده خوبی واسه ایرانِ عزیزم باشم... امیدوارم موفق بوده باشم...
=====
دغدغه زندگیه دانشجویی توی یه مملکت دیگه خوبیش اینه که دغدغههای روزمره مردم اونجارو حس نمیکنی..
توی بره ای از زندگی خیلی خوبه که از دغدغههای عامه مردم دور باشی..
دغدغه ت کارو درسو آخر هفته کجا برم باشه..
و یا شام امشب چه غذای ایروونی بپزیم..
آخر هفته رو با کدوم یکی از دوستت بگذرونی...
اما دغدغه ی آینده مثل همیشه هرجا که بری هست..
ذات آدمی همین ه .. باید تشنه ی آینده بود تا به جلو رفت...
===
دوستان:
خدراشکر دوستای ایرانیِ اینجا بوی دوری از ایران رو کمی از بین بردن..
فوتبال آخر هفته با بچه های ایروونی
همسایهها و دوستای ایرونی
خنده هاو شوخی با همدیگه...
همه چیز رو آروم و لذتبخش کرده..
امیدوارم همشون به آرزوهای شیرینشون برسن...
===
خانواده :
داشتن دو خانواده ی زیبا یکی از نعمت های زیبای دنیاس...
امیدوارم سایه همشون همیشه بالا سرمون باشه..
پدر عزیزم، مادر عزیزم و خواهر نازنینم... بهترین هدیههای زندگیم بودن...
نگاههای پر آرزوی پدر.. دلتنگی گرمای دست پدر... دعاهای شبانه روزی مادر... و خنده هاو مفوقیتای خواهر نازنین
همه و همه حس پویایی میده.. حس زندگی.. حس دوس داشتن...
امیدوارم همیشه و همیشه باشن...
===
عشق:
وارد سومین ساله زندگی دونفره شدیم..
خداروشکر فرشته ی زیبای من بیشتر از یک فرشته بود...
سختیهایی که با گرمای دستت از بین میرن...
لحظههایی که با تو شیرینن...
شبهایی که با تو پر ستاره ن...
روزهایی که باتو روشنن...
آسمونی که با تو آبیه..
و غذاهایی که با دستپخت تو لذیذترینن
داشتن یک دیوار پشت سرت که با همه ی کمبودا بازم محکم تر و محکم تر میشه...
مثل سیمانی که هرچی میگذره و بارون بهش میخوره سخت ترو محکم تر میشه..
مرسی که هستی...
مرسی که با هم داریم زندگی رو میسازیم...
یکیمون سنگ میذاریمو یکی سیمان...
مرسی که هستی...
===
و اما ۱۳۹۵
نوروز با اول صبح اومد امسال
با یک شب پر از خنده با دوستان
امیدوارم آخر سال با شادی تموم بشه و صبح جدید رو با خواند شروع کنه دوباره
2016-March-23
Office

بعد از مدت ها...
ما را در سایت بعد از مدت ها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 46